محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
180
اكسير اعظم ( فارسى )
ديگر سريشم ماهى نفث الدم كهنه را نافع و چون امر صعب گردد گاهى ربع درم بزر البنج به ماء العسل مىدهند ديگر تخم كراث بنظى و حب الآس مساوى كوفته دو درم به آب عصى الزاعى نفث الدم كهنه را نافع است ديگر بگيرند عصارهى كراث شامى يك اوقيه و سركه نيم اوقيه و صبح بنوشند و يا اسفنج سوخته با قدرى نبيند قابض بدهند ديگر جالينوس علاج نرفت الدم تبرياق و مثروديطوس و ادويهى خوشبو مىكرد كه آن طبيعت را بر بخل به دفع خون و الحام جراحت تقويت مىدهند و كذلك قرص كوكب و دواى اندرودماخس و قنطوريون هم خون باز دارد و هم سينه را پاك كند اگر با تپ باشد به آب بدهند . و اگر نباشد با نبيذ قابض و اهل سقلاب به طبيخ قنطوريون غليظ علاج مىكنند ديگر عصارهى بارتنگ و عصارهى گاو زبان و عصارهى برگ خرفه هر يك دو درم بگيرند و شاخهاى گل سرخ تر و نازك بك اوقيه بكوبند و بفشارند بى آنكه آب بپاشند و صاف نموده همه را بياميزند دور آن قدرى گل مختوم حل كرده بنوشند مفيد بود ديگر بگيرند عصارهى شاخهاى گل سرخ دوران عصارهى هوفقسيط اس و شاذنج و شاخ گوزن سوخته آميخته بنوشند ديگر از اشربهى موافقه مطلقاً براى منغوث شربت عناب و خشخاش و نيلوفر و آس و صندل است و غذا در سيه و ماشه و ماء الشعير به شيرهى خشخاش يا مغز بادام . و اگر با سرفه نباشد اشربهى حامضه مثل شربت انار و ليمو و شربت حصرم و مانند آن و غذا سماقيه و حصر سيدورانيه و زرشكيه خصوصاً مطبوخ با كارع و آزاد ادويه آب بارتنگ تنها يا به گل ارمنى يا گل مختوم يا با قراص كهربا و يا عصارهى خرفه با يكى از گل ارمنى و مختوم و شاذنج مغسول مع تخم خرفه حابس خون است و از اقراص به قول شيخ اين است اقاقيا گلنار گل سرخ عصارهى لحيةالتيس جفت بلوط قشور كندر مساوى ايضا بزر البنج پوست بيخ لقاح گل بحيره كندر اقاقيا تخم خرفه تخم باروج گلناز كافور اقراص سازند خوراك دو درم يا نيم اوقيه آب يا شراب عفص يا آب بادروج ايضا تخم خشخاش گل مختوم هونقسطيه اس كندر كافور به آب بادروج بدهند و قرص به نسخهى اين سرابيون كه در آن صمغ بادام است همين عمل دارد ديگر اين قرص نيز جيد است طين بحيرهى بسد كوكب شاموس گل سرخ هر واحد دو جزو كهربا صمغ نشاسته هر واحد يك جزو آميخته قرص سازند شربت چهار مثقال براى محموم در عصارهى قابضه و به غير آن در شراب قابض و از ادهان مستعمله بر سينه در گرما روغن به دور سرما روغن سنبل است و از اضمدهى مشتركه آرد جو و قاق كندر اقاقيا به سفيدى بيضه است و چون خون بند شود توجه بالحام جراحت از مفريات قابضه و متع ورم به منبع غذا و جذب مواد به اطراف و تبريد صدر نمايند و سركه ممزوج چند بار بنوشند و از امور مذكوره بعد احتباس نيز احتراز نمايند ديگر گويند كه استعمال مصطكى به كهربا و كذلك بسد و صمغ هر واحد نيم مثقال به سفيدى بيضهى مجرب است و طبيخ نوفل جيد است و طلق محلوب به آب بارتنگ بى عديل است و قشار كندر به غايت مفيد و مسكهى تازه هم نافع است و دو درم كشنيز خشك بريان به آب بارتنگ خوردن حبس نفث الدم مىكند . و به قول سويدى طبيخ بيخ خطمى و تخم او و شرب خشخاش سياه و شير غنم به كتيرا و كذا شكوفه عليق و آب آن و عصارهى لحيةالتيس و شكوفهى او و عصارهى خيوط كرم و اطراف تازهى او و شرب فقاح كرم سه درم صبح و مثل او شبانگاه و امتصاص لف كرم و شرب گل ارمنى و خولان و مرواريد دو درم و باقلى و حسوء آرد آن و نشاسته و كهربا يك درم يا نيم درم شرباً و تعليقاً و يا قوت شرباً و تعليقاً و كندر به آب بارد و شرباً و تعليقاً و شرب عصاره عصى الراعى اكل حب الآس رطب و يابس سياه و سفيد و شرب عصارهى كشنيز و نقوع عذبه و شرب عصارهى بيخ عرب و برگ او و كذا ثمر او بشيرهى تخم خرفه و شرب طراثيث و زهر عوسج و خوردن برادهى حاج و مازو سوخته به سركه خاموش كرده و شرب حضض مكى به آب و اكل بلوط و شرب طبيخ او و گلنار و اقماع ورد و جماز نخل و طلع او و بيخ خلاف و صمغ عربى بريان و اقاقيا و بردى سوخته و كعب تيس سوخته به عصارهى عصى الراعى و شير بز مطبوخ بنشاسته و ضماد پوست انار سوختهى به عسل بر سينه و شرب آب شكوفه او و نقوع انار دانهى خشك در آب باران و ثمر مغبلان و عصارهى برگ او و طبيخ برگ حرفا و بزر البنج بلع ورم به جلاب و يا مع خشخاش سفيد و سرطان سوخته در ماء الشعير و قرطاس مصرى سوخته و عصارهى برگ اسپغول و بيخ او و سنگ قبطى و اكل بسر و شرب طيخ او و كدوى مطبوخ باطريه و بيرون صنم يك درم و دمالاخوين و زبرجد شرباً و تعليقاً و عقيق تعليقا و شرب پوست بيخ انجبار يك مثقال و افيون سدس مثقال صمغ عربى نيم مثقال گلنار نيم مثقال به عصارهى بارتنگ يا عصى الراعى و كذا استعمال عنب الثعلب و ضماد پوست انار ترش به سركه سرشته بر سينه و اكل سماق و توت شاهى خام و شرب تخم كاهو و لك و كذا طين رومى به صمغ عربى و گلاب مخلوط و كذا دماغ و يك بغبار آسيا سرشته به قدر يك باقلا خوردن دموى انسان سوخته بالخاصيه و شرب طبيخ فوه الصبغ و قرط و نقوع زرشك با گل ارمنى و كذا تخم بارتنگ كوفته و كذا عصارهى برگ او بست درمن بشاذنج مغسول يك مثقال و جلاب پانزده درم و يا عصارهى مذكور با يك درم كهربا و اكل كاسنى هر واحد